موشی افسار شتری را گرفت و به راه افتاد. شتر به دلیل طبع آرامی که دارد با وی همراه شد ولی در باطن منتظر فرصتی بود تا خطای موش را به وی گوش زد کند. این دو به راه ادامه دادند تا به کنار رودخانه ای رسیدند. موش از حرکت باز ایستاد و شتر از او پرسید که: �چرا ایستاده ای تو رهبر و پیشاهنگ من هستی؟�
موش گفت: �این رودخانه خیلی عمیق است.�
شتر پایش را در آب نهاد و رو به موش گفت: �عمق این آب فقط تا زانوست.�
موش گفت: �میان زانوی من و تو فرق بسیار است.�
شتر پاسخ داد: �تو نیز از این پس رهبری موشانی چون خود را بر عهده گیر.�
چون پیمبر نیستی پس رو براه*******تا رسی از چاه روزی سوی جاه
تو رعیت باش گر سلطان نیی*******خود مران چون مرد کشتی بان نیی
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.