روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم
رفت و آمدي مي گذشت.ناگهان از بين دو اتومبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر
بچه پاره آجري به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد!
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد که اتومبيلش صدمه زيادي ديده
است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره
توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي که برادر فلجش از روي صندلي چرخدار
به زمين افتاده بود جلب کند.پسرک گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي
از آن عبور مي کند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور کافي
براي بلند کردنش ندارم براي اينکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده کنم
مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي
نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد ...
نتيجه اخلاقي : خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات
زماني که وقت نداريم به نداي قلبمان گوش کنيم، او مجبور مي شود بگونه اي عمل کند
که شايد به مزاجمان خوش نيايد ... در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.