کارم تو کتابخونه که تموم شد یه راست اومدم خونه و از بوش فهمیدم شام چیه و نرفتم واسه خوردنش انقدر خسته بودم که با همون وضع افتادم تو رختخواب، شنیدم که دارن راجب من حرف می زنن
مامانم: پسرمون شام نخورده، خاک به سرم حتما معتاد شده
بابام: نه بابا، حتما بیرون یه چیزی با این دخترا کوفت کرده
خواهرم: رنگ و روش پریده بود خیلی استرس داشت وااای نکنه دزد شده باشه اصلا چرا اینقدر دیر میاد خونه 


داداشم: نه بابا چشاشو ندیدی چقدر شهلا بود، حتما رفته با اون دوستای اراذلش نشسته مشروب خورده و مست کرده
و کسی ندانست كه من هیچ وقت کرفس دوست نداشتم ....!!!!





ســــپاس عالی بود.


سلام داداش علیرضا سپاس خیلی زیبا هستن متن تون


حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.