ترســو بودی ،
جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام
امـــا . . .
چه شجـــاع شده ای . . .
.
.
.
۲۰ میدهم ، شاید هم ۲۱ . . !
خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر میخواهد ،
که تو باهنری . . !
.
.
.
هى لعنتى!
بیا باهم بازى کنیم:
تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار،
من هم،
�شماره غریبه هاى توى گوشى أت را�
.
.
.
کاش ماه ،
همیشه پشت ابر بماند
نمی خواهم بدانم ،
شب مهتاب ،
بی من چه می کنی . . .
.
.
.
دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره
ولی محبت خیانت میاره !
.
.
.
کامل شده ای . . .
دیگر به تو نمیــرسد کسی !
چند واحد پاس کرده ای ؟!
چند سال برای خیانت خوانده ای ؟!
.
.
.
آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت میبرد
از این همه خیانت . . .
.
.
.
چقدر پابند بودن سخت است،
وقتی خیانت درب تمام خانه های شهر را میکوبد �
.
.
.
می دانی ؟!
دلم یک آمدن می خواهد ،
بی هیچ رفتنی و یک همدم که خیانت نداند !
.
.
.
وقتی که به جای بمان ، می گویی هر طور راحتی ، بوی خیانت می دهی !
.
.
.
هر دومون خیانت کردیم:
من شب ها با گریه می خوابیدم
و تو�
با غریبه!
.
.
.
پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد !
بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟!
.
.
.
شک کرده بـودم کسی بین ماست !
حالا یقین دارم �مـ�ــن� بین دو نفر بودم !
چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!
.
.
.
تن من زخمی است�
یک خراش کمتر یا بیشتر
چه فرقی دارد�؟!
راحت باش!
.
.
.
جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه �
که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!
.
.
.
دیگر بازی بس است !
بیا شمشیرها را کنار بگذاریم ،
دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم
اما �
چرا دستهای تو خونیست و پشت من می سوزد ؟ . . .
.
.
.
دختر گفت: بشمار پسرک چشمانش را بست
و شروع کرد به شمردن: یک�دو� سه �چهار�..
دخترک رفت پنهان شود
آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی میکند،
برّه شد و با گرگ رفت
پسرک قصه هنوز می شمارد�
.
.
.
حرفش را ساده گفت: من لایق تو نیستم!
اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه!؟!
.
.
.
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته !
مردهای چشم چران
زن های خائن
دخترهای شــ ــهـ ـو تــ ــی
و پسرهای شــ ـهــ ـو تـــ ـی تر!
� پس چه شد � ؟
چیدن یک سیـبـــــــ ـ و اینهمه تقـــاص ؟
بیچاره آدمــــــــــ . . . بیچاره آدمیتــــــــ . . .
.
.
.
کلمات هم بازیچهء من و تو شده اند !
من برایِ تو می نویسم
تو برایِ او می خوانی.. .
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.