روزی پریدن آغاز کردم
در راه همسفری همراهم شد
گفتیم و شنیدیم
گله کردیم و اندیشیدیم
در طوفان حوادث
در افتاب زمانه
بر فراز موج بلند
در زیر سایه عقابی بزرگ
بر سر سرو نشستیم
و به انتها چشم دوختیم
همه روشنی بود و نشاط
امید بود و ترس از نرسیدن
دلخوش بودم به همراهی اش
به نرمی و استحکام کلامش
چون سایه ای در کنارم
بود و نبود
اما روزی بی خداحافظی
رفتن را اجبار دید
و ماندن را مرداب
شوقش نبودن بود و رفتن
و رفت و همرهی را تابش نبود
وچشم دلم بدرقه اش کرد باسکوتی عمیق
او سکوت بود خود سکوت
در قلبش دنیایی از فریاد
در سینه مهری بی کران
رفت اما رد پایش بر دل ماند
ردی که هرگز پاک نشود
اینک بر شاخه نشسته ام
چند خطی مینویسم
چشم بر افقها دوخته و در انتظار
شاید روزی راهش به این سو افتاد
و یادی و سلامی با این همسفر
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.