خردمند چینی پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید.پرسید: چرا می گریی؟ چون به زندگی ام می اندیشم، به جوانی ام، به زیبایی ای که در آینه می دیدم،وبه مردی که دوست داشتم.خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است.می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم . مرد خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد ،به نقطه ای خیره شدو به فکر فرو رفت.زن از گریستن دست کشید و پرسید: در آن جا چه می بینید؟خردمند پاسخ داد: دشتی از گل سرخ.خداوند،آن گاه که قدرت حافظه را به من می بخشید،بسیار سخاوتمند بود.می دانست در زمستان ،همواره می توانم بهار را به یاد آورم...و لبخد بزنم . پائولو
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.