Please wait
امتیازات پوینت برای شما این کاربرد را دارند که میتوانید با پوینت خودتان وقتی به مقدار معینی برسد اشتراک ویژه خریداری نمایید
امتیازات لول برای شما این کاربرد را دارند که هرچه لول شما بالاتر باشد، افراد با ارسال پیام یا کارت یا افزودن شما به لیست دوستانشان امتیاز بیشتری دریافت میکنند
امتیازات لیدر بورد برای شما این کاربرد را دارند در جدول 100 کاربر برتر سایت قرار میگیرد و در صورتی که امتیاز شما بالاتر باشد در صفحه اول سایت در جدول 10 کاربر برتر سایت نمایش داده خواهید شد
اعتبار گوهر که هر روز به ازای ورود به گوهردشت به شما داده میشود در صفحه اطلاعات بازی قابل تبدیل به پوینت، لول و لیدر برد است
به همین راحتی
دیروز یه کاری داشتم رفتم معاون کلانتر را ببینم؛ همونی که میگن پشت ستاره حلبیش قلبی از طلا داره. گفتن باید منشی اداره را ببینی و وقت بگیری، رفتم سراغ منشی، گفتم: میخوام یه وقت ملاقات بگیرم! گفت: با کی! گفتم: با جناب معاون کلانتر! گفت: وا! مگه به این راحتیه؟! اول باید بری سراغ قائم مقام دوم اگه ایشون صلاح دونستن میری ملاقات قائم مقام اول بعداگه ایشون اجازه دادن شاید یه وقت ملاقات برای معاون بهت بدن. گفتم: ببخشید! اگه بخوم با خود کلانتر ملاقات کنم باید چیکار کنم؟ گفت: اونکه دیگه پروسه خاص خودش را داره. خلاصه بعد از کلی چک و چونه زدن یه وقت برای ملاقات با قائم مقام دوم بما دادن. فکرمیکنین چی شد؟ خب معلومه، ایشون بعد از شنیدن عرائض بنده صلاح ندیدن من این پروسه عظیم را جلوتر برم و به ملاقات قائم مقام اول نائل بشم. البته نه اینکه فکر کنین خودش کارم را حل کرد! نه ... ایشون فقط صلاح ندیدن و کار همونجا متوقف شد.
خب دیگه ماهم دست از پا درازتر بعد از اینکه نصف روزمون هدر رفته بود، خسته تن و شکسته دل اومدیم توی خیابون، یه دفعه صدای دلنشینی ،منو به خودش متوجه کرد. یه نفر مرا به ملاقات خودش دعوت میکرد! آره این صدای اذان از مسجد روبرو بود! صاحب مسجد منو به خونش دعوت کرد. با تن خسته روح خسته تر را کشان کشان بردم از راه پله های مسجد بالا . وارد مسجد شدم اینجا نه خبر از منشی بود و نه از قائم مقام اول و دوم و ... اینجا خود صاحبخونه اومد به استقبالم. خلاصه بعد از نماز مشکلم را بخودش گفتم. از مسجد که اومدم بیرون دیدم خود کلانتر با خدم و حشم داره میره توی اداره، دویدم جلوش و برگه ام را بهش نشون دادم. یه نگاهی انداخت و بدون اینکه حرفی بزنه خودکارش را از جیبش در آورد و امضا کرد بعد هم با یه لبخند گفت: موفق باشی جوون!
قربون معرفتت آق خدا! با اینکه کلانتر کل عالمی اما کوچیکترین بنده ات ام باهات کار داشته باشه و بخواد به دیدنت بیاد خودت در را بروش باز میکنی.
بدون هیچ دربون و حاجب و منشی و معاون...
جالب بود. ولی من دل خوشی با امیال کلانترها ندارم. امید وارم موÙÙ‚ داشید
او ال٠و یا است.......... ابتدا Ùˆ انتها........... از ازل بوده Ùˆ تا ابد خواهد بود................. تنها اوست Ú©Ù‡ بوده Ùˆ هست Ùˆ خواهد بود........تنها او پدر آسمانی ماست Ùˆ ØØªÛŒ زمینی ما......... جلال بر خداوند..........
22356 بازدید
3 بازدید امروز
4 بازدید دیروز
9 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظههایی که حس تنهایی میکنی، دلت حرف زدن میخواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت میمونه.
🧠 گفتوگوهای آرامشبخش • 💬 همراهی بیقضاوت • 🫂 دوستیهای پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیامهای دلگرمکننده
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.