و این بار گریزی برای لحظه های منتقم به خود،یک پرواز رویایی،رسیدن به اوج آسمان بی کسی،در تنهایی آزار دهنده پروانه های زندگی، شمعی بودم چشم در راه پایان خود سوختم تا تاریکی را باور نکنم،امّا چه سود از این رهایی ... سرچشمه های احساس خشکید از قحطی آسمان تنهایی ام؛ شعله های فروزان زندگی،آرام آرام در بهت این نگاه همیشه بیدار،خاموش گردید از فرار کسی می نویسم که هر جا نگریست،تنهایی بود و تنهایی ... نه برای تسکین نداشته های بی رنگ خود،نه برای بهتر بودن این ثانیه های زود بی وفا ... از دردی می نویسم که سالهای اوج زندگی را با این پیکر آسوده به تلخی ساخت و آزرد کسی را از سکوتی که تا توانست روی نگاهم نشست که پُر بود از فریاد... از حسرتی که تا خواست در تپش های زجرآور زندگی رخنه کرد و آخر به پایان بی کسی های تنهایی من لبخند زد ... ساعت مهلت او ایستاد و زمان در تبلور احساس پرندگان دربند، به فراموشی سپرده شد همه به امتداد حضوری می رسیدند و من در انتهای خود بدون آنکه احساس شوم،گریختم شاید ... شاید کسی مرا دیده باشد،شاید ... از فرط فریب این ماندن و بودن،می روم نه از درد تنهایی که احساسی در خور من نبود اینچنین ... چقدر تنهایی ، چه اندازه بی کسی ... ظرف من لبریز اندوه شده است و توان نیست که دیگر بتوانم باشم ...
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.