شبی نوش است و بی خبر بگذشته از ویرانه ای چشم مستم خیره ماند بردر یک خانه ای پیش رفتم تا کنار پنجره صحنه ای دیدام که جانم سوخت چون پروانه ای
مردکی کور و فلج افتاده اندر گوشه ای مادری مات و پریشان مانده چون دیوانه ای کودکی از سوز سرما میزند دندان به هم دختری در حال عیش و نوش با بیگانه ای چون که فارغ گشت ان مرد پلید برد دست در جیب با حالت جانانه ای برون اورد چند پول درشت داد به ان دخترک چند دانه ای بر خودو رفتار خود لعنت فرستادم که هر شب میروم سوی هر میخانه ای کندرین ویرانه ای میفروشد دختری عصمتش را بهر نان خانه ای
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.