امشب رفتيم مجلس عروسي يکي ازدوستان
چيزي ديدم که باعث شد بهم بريزم
دوست دوران دبستانم شبنم... دوست صميميم... کسي که يادمه هر چند وق ي بار ميرفتم خونشون تا با هم درسا رو بخونيم و بعدش بازي کنيم... يه آبجي کوچيکم داشت که امشب ديدمش، بزرگ شده بود
جفتشون بزرگ شده بودن... بيشتر از من بزرگ شده بودن... چون سختي ديده بودن... اما مقاومت کرده بودن از ديدنش فوق العاده خوشحال شدم اما شبنم خدمه تالار شده بود... با مادر و خواهر کوچيکش...
و من... مني که خرجمو بابام ميده و هر چي خواستمو از بهتريناش داشتم، چقد به خدا، به زندگي غر زدم... چقد به چيزاي کوچيک و مسخره گفتم مشکل...!!!
خدايا... مَشتي دمت گرم فهميدم من ناشکرم... اما بي معرفت چرا اينجوري بهم نشون دادي... چرا با دوست صميميم بهم نشون دادي... چرا اون مث من زندگيش راحت نيس...؟ خدايا تو بزرگي... تو ميتوني... قدرت داري... به همه کمک کن
به شبنم و آبجي کوچيکش که هم درس ميخوندن هم کار ميکردن... خدايا به مامانشون کمک کن تا واسه يه ذره پول بيشتر مجبور نشه از بچه هاش کمک بگيره... که وقتي دخترش چندبار يه وسيله رو جا به جا کرد نگران کمر دخترش نباشه... نگران زانوهاش نباشه...
خدايا من مخلصتم خودت هوا همه رو داشته باش
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.