راز
Feel Good
کلامی نو،سطر صفحه ای دیگر،کتابی تازه گشوده می شود.
تولدی رقم می خورد و انسان چشم می گشاید به روی جهانی که در انتظار اوستتا او را در سرنوشت خویشتن سهیم کند،در روزگار شادی و اندوه،در کامیابی و رویش و در شکوه و شگفتی و در تلخکامی و غم.
هستی آهنگهای بسیار دارد،پردهای بیشمار،آواهایی که باید شنید،و نواهایی که باید شناخت،باید به ضرب آهنگ آن پی برد و به رمزهای جاودانه اش دل سپرد.
نشانه ها چشم براهند تا انسان فراخوانده شود تا به دور دست نظر دوزدو خود را آماده کند با تمام وجود،مهیا و مجهز،برای رفتن،برای گام نهادن در راه و بی راه،برای گریختن از بیمها،دلشوره هاو ترسها،تردید ها،برای فرو رفتن و فرا رفتن،عبور از مرزها و گذر از بینهایت به اقلیم پر رنگ رویا،به سرزمین مکاشفات به دیار دریافت ها،به سوی فهمی عمیق تر و هدایت جهان به سوی هر آنچه می خواهی،کوشش بسیار برای دانستن یک راز،کلیدی برای دسیابی به همه چیز،هر کس مرکز جهان خویشتن است،نقطه ی پیاپی آغازها و پایان ها،او ارزش های خود را بنا می نهد و هویت خویش را شکل می دهد،آیا ما پدید آورنگان شرایطیم و یا خود پدیده ای برامده از آن،مرز های اختیار ما کجاست و دست هایمان در کدامین وادی از نیرو عاری می شود،در دنیای روابط تاریک،در جهان چراغ های خاموش،در وادی متروک انسان های تنها با مناسباتی مخدوش،چه کسی می خواهد در فردگرایی خود فرو رویم،در دنیای ذهنیات شناور بمانیم و جهان درو را به معیاری تردید ناپذیر بدل سازیم.
یکشنبه 10 آبان 1388 - 1:27:27 PM