delneveshte1
یک سلام پررنگ و چند نقطه چین....؟به علامت جواب هایی که هرگز ندادی!ویک دقیقه سکوت به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار جواب تو مردند
به فرض که دلت نخواست!؟
به فرض که حوصله ات نیامد!؟
به فرض که لایقش نبودم!؟
به فرض که دوستم نداری!؟
نه خودم و نه نامه هایم را.....!؟
این خود قانع کننده ترین دلیل دنیاست.بی دلیل هم خودش کلی دلیل است
لااقل میگفتی:((این هم که جوابی ننویسند خودش جوابیست))دریغ از همین حرف....!؟
چه میشود کرد...؟تو بودی وعزیز کرده ی این دل رسوای سرگردان خودم....؟چکارش کنم...؟
جوابم میدادی باز این دل بهانه ات را میگرفت!؟
بگذریم..............!؟
حوالی همین روز های پژمرده ی نیامدنت انگار کسی از آسمان به من گفت شاید این عزیز کرده ی دلت شعر به دل مخملی اش نمینشیندحق بعد از تو با اوست!دیگر شعر نمینویسم نامه هایی برات مینویسم که در حوالی پاییز برای خودم نوشتمو برای تو پاره کردم!؟
حقیقتش......؟
حقیقتش فکرمیکردم اگه میخواست از این زبان بیشتر خوشت بیایدحرفهای عادی خودم را بیشتر دوست میداشتی که حالا نداری...؟حالا چاره ای نیست!این راهم امتحان میکنم
راستی به دل نگیر....بین نامه هایی که پاره کردم اسم تو همیشه با چندکلام قبل و بعدشم سالم و دست نخورده باقی ماندوحالا هم از روی همان اسم خودت نامه های تکه تکه شده را کنارهم چیده ام و برایت نوشتم.......!؟
این بار هم اگر به دلت ننشست فکر دیگری میکنم....شایدم دفعه بعد به سبک آدمهای ما قبل تاریخ برات حرفهایم را نقاشی کردم....!؟خدا را چه دیدی!شاید پسندیدی
خب دیگر وقت چشمهای نازت را زیاد گرفتم....؟
ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی
چه خودت،چه اسم قشنگت،چه سفرت،چه نیامدنت،و این بار هم بی جوابیت که کانون از هم پاشیده ی نامه هایم را دوباره بهم پیوند زد....!؟
که کمکم میکنی دوستت داشتن به هر قیمتی نه،به گدایی عشق نه!!!!؟
دوشنبه 11 تیر 1391 - 2:20:30 PM