|
آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم ... من تمام خواهش یک نامفهومم برای ماندن تمام نیاز خاک به آن لحظه ای که بیامیزد با آب و تمام آواز یک قناری بی کس ببین ... تمام شوق من در خشکیدن یک غنچه یاس پرپر می شود وتمام بودنم در سکوت فریادی که دلم را می لرزاند به انتها می رسد ... واحساسم همه یک خواب پر از بیداری ست ... من خوابم را با نور و آب در آینه دیدم و بیداری ام را نوشیدم تلخ تر از فرداهایم ... چه سکوتی است امشب چه دریغی است که هم صحبت خاموشی من لرزان است و چرا خواب من امشب از جنس نیاز است؟ سایه ها تاریکند ... و مرا ابهامی به نهایت فراموشی یک سیاره ی دور می سپرد و نگاهم را می دزدد... سایه ها جان می گیرند ... سایه ها بیدار تر از خواب من بر سینه ی شب می لغزند و زمزمه ای می رانند با دل ماه ... آرام ... ساکت ... می شنوم ... می گویند : ببین ... نگاهش را ما دزدیدیم خودش را باد خواهد برد ...
|
||
|
| ||
|
|
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.