حکایت
الاغ مردي دهاتي روزي به چراگاه حاکم رفت. حاکم از مرد نزد قاضي شکايت کرد و به قاضي سپرد. قاضي مرد را احضار کرد و گفت : اي مرد ماجرا را توضيح بده. مرد هم گفت : جناب قاضي، فرض کنيد شما خر من هستيد. من بر روي شما پالان ميگذارم و افسار به شما مي بندم بر شما سوار شده و شما حرکت مي کنيد. بين راه سگهاي حاکم به طرفتان پارس کرده حمله مي کنند و شما رَم ميکنيد و به طرف چراگاه حاکم مي رويد. حالا انصاف بديد من مقصرم يا شما الاغ ؟!!
چهارشنبه 3 اسفند 1390 - 1:12:41 PM