درد دل اول
با سلام خدمت تمام دوستان و کسانی که به منه حقیر لطف دارند، خداوندا بشنو این کلام رو تا نظر کنی به به بی پناهان
در این روزگار گاه دلم می سوزد گاه آتیش می گیرد و گاه و گاه و گاه و در آخر گوییم ای روزگار بی مروت .من کسی نیستم که بخوام گله روزگار رو بکنم گله ها شدو جوابی نرسید، اما خدا می داند که کی و کجا و چه موقع انسانش را دریابد انسانی که می تواند عاقبت خود را بسازد اما چرا نمی سازد چرا می شنود و انگار که نشنیده چرا می بیندو انگار که ندیده ، دلم پره از همه چی از همه کس اما کو دلی که برای من آتیش بگیرد کو کسی که به داد من برسد کو ، کجاست ، کیه . باورم از بین رفت اندک ایمان بر باد رفت چه کردند مردان پر ادعا چه کردن عاشقان انسان نما خداوندا به بزرگیت قسم ندارم کسی بشنود درد دلم ندارم چون کس و ناکس گوشهارو کر و چشم هارو کور کردن برس به دادم برس بداد انسانت که روزگار فراموسی ایمان شده ایمانی که خودت آوردی اما هامیان انسان نمات دادنش بر باد. یعنی یه روزی میشه من این رو رودرو به تمام انسانها بگم و درد درونم رو آشکارا بیان کنم عمر کوتاه و زندگی تلخ خداوندا عمرم را برسان تا فقط ببینم آن روز را فقط همین .
سه شنبه 30 آذر 1389 - 12:30:59 PM