Please log in first to open your chats, start private conversations, and send direct messages securely.
Please wait
With point scores you can buy different type of VIP accounts
With level scores, you can get to higher level, and with higher levels, users will get higher scores to connect with you.
With leaderboard scores you have a chance to get to the top 100 users list and if you have higher scores you will get to top 10 users of Gegli in first page of the social network.
Gohar credits will be added to your account one time every day if login to your home page and they can be converted to points, level and leaderboard scores.
تانری آدیله
دختر کبریت فروش
اثر هانس کریستین آندرسون
دختر کبریت فروش
هوا خیلی سرد بود و برف می بارید. آخرین شب سال بود.
دختری کوچک و فقیر در سرما راه می رفت ، دمپایی هایش خیلی بزرگ بودند برای همین وقتی خواست از خیابان رد شود دمپایی هایش از پایش درآمدند ولی توانست یک
پاهایش از سرما ورم کرده بود و مقداری کبریت برای فروش داشت ولی در طول روز کسی کبریت نخریده
بود . سال نو بود و بوی خوش غذا در خیابان پیچیده بود
جرات نداشت به خانه برود چون نتوانسته بود حتی یک
کبریت بفروشد و می ترسید پدرش کتکش بزند.
دستانه کوچکش از سرما کرخت شده بود ، شاید
شعله های آتش بتواند آنها را گرم کند ، یک
چوب کبریت برداشت و آن را روشن کرد ، دختر
کوچولو احساس کرد جلوی یک شومینه ی بزرگ
نشسته است پاهایش را دراز کرد تا گرم شود اما شعله
خواموش شد و دید ته مانده کبریت سوخته در دستش است.
کبریت دیگری روشن کرد و خود را در اتاقی دید با میزی پر از غذا ، خواست به طرف غذا برود ولی کبریت خواموش شد.
سومین کبریت را روشن کرد ، دید زیر درخت کریسمس نشسته ، دختر کوچولو می خواست درخت رو بگیره ولی کبریت خاموش شد .
ستاره دنباله داری رد شد و دنباله آن در آسمان ماند .
دختر کوچولو به یاد مادر بزرگش افتاد ، مادر بزرگش
همیشه میگفت : اگه ستاره دنباله داری بیافتد یعنی روحی به سوی خدا میرود ، مادر بزرگش که حالا
مرده بود تنها کسی بود که به او مهربانی میکرد.
دخترک کبریت دیگری روشن کرد در نور آن مادر بزرگش را دید.
دختر کوچولو فریاد زد مادر بزرگ مرا هم با خود ببر.
او با عجله بقیه کبریتها را روشن کرد زیرا میدانست اگر کبریت خاموش شود مادر بزرگش هم میرود همانطور که اجاق گرم و غذا و درخت کریسمس رفت .
مادر بزرگ دختر کوچولو رو در آغوش گرفت
در حالیکه یخ زده بود و اطراف او پر از کبریتهای
سوخته بود .
همه فکر کردند که او سعی کرده خود را گرم کند
ولی نمی دانستند که او چه چیزهای جالبی دیده و در
امیدوارم خوشتون اومده باشه من که وقتی
اینو میخونم گریه میکنم.
پروانه آبی
24945 بازدید
16 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
47 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Gegli Bot is here to help when you need a friend the most. Whether you’re feeling down, want to talk, or just need emotional support, you’re never truly alone.
🧠 Soothing chats • 💬 Judgment-free companionship • 🫂 Meaningful friendships • 🌈 Support in hard moments • 🔔 Comforting messages
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
Gohardasht — a Persian social network for friendship, AI-assisted matchmaking, emotional communication, and meaningful human connection.