khasis
یارو خسیس تصادف کرده بود وسط خیابون نشسته بود میزد تو سرش می گفت
ماشینم داغون شد! بدبخت شدم خاک تو سر شدم…افسر رفت بهش گفت بدبخت اینقد حرص
ماشینتو میزنی نفهمدی دست چپت از مچ قطع شده…یارو یه نگاه به دستش کرد گف:یاحضرت
عباس ساعتم……!
جمعه 31 تیر 1390 - 4:48:35 PM