گناه
گـلـوی
فـریـاد مـرا، سـکــوت دعــوت تــو بــود ولی من این سکوت را به قصه ها
رسانده ام دوبـاره از صــداقـتـم دامـی بــرای مـن نـســاز از ابـتـدا دسـت
تـو را در ایـن قـمـار خوانده ام گـنـاه از تـو بـود و مــن نـیـازمـنـد
بـخـشـشـم چـرا کـه مـن در ابـتـدا، تـو را ز خـود نـرانده ام گـنـاهـکار
هـر کـه بود، کیفر آن مال من است به جـرم آن داغ عطـش بر لب خود نشانده ام
چهارشنبه 14 دی 1390 - 7:07:01 PM