وقت تنگ است کسی گفت بیا تا برویم.
بوی مردار گرفتیم از اینجا برویم.
چشم چرخاندم زمین دور سرم میچرخید.
ناگهان باز کسی گفت خدارا برویم.
عشق در معرکهامروز غریب است غریب.
کاش فرصت بدهدمرگ که فردا برویم.
کسی گفت که این چشم براهی تا کی.
ترسم آخر همه از خاطر دنیا برویم.
ما از این ماندن بی عشق دگر خسته شدیم.
گر دلت پا به رکاب است بیا تا برویم.
بسیار زیبا Ùˆ با Ø§ØØ³Ø§Ø³ بود
موÙÙ‚ باشی![]()