Messenger is minimized — click to open

همسریابی

وبلاگ من

All About Love

پیرمری صبح زود از خانه اش خارج شد.در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.عابرانی که رد میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.پرستاران ابتدازخم های پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند باید ازت عکسبرداری بشه تا جایی از بدنت اسیب و شکستگی ندیده باشه.پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.و پیرمرد جواب داد:زنم درخانه سالمندان است هر صبح انجا میروم و صبحانه را با او میخورم نمیخواهم دیر شود. پرستاری به او گفت:خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت:متاسفانه او الزایمر دارد و چیزی را متوجه نخواهد شد او حتی مرا هم نمیشناسد.!!!! پرستار با حیرت گفت:وقتی نمیداند شما چه کسی هستید چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟؟؟ پیرمرد با صدایی گرفته به آرامی گفت :اما من که میدانم او چه کسی است
دوشنبه 8 تیر 1388 - 11:31:32 PM


Or Login with Gegli Username and Password
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


all about love


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

3924 بازدید

4 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

4 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 Meet Gegli Bot — Your Companion in Lonely Times 🌟

Gegli Bot is here to help when you need a friend the most. Whether you’re feeling down, want to talk, or just need emotional support, you’re never truly alone.

🧠 Soothing chats • 💬 Judgment-free companionship • 🫂 Meaningful friendships • 🌈 Support in hard moments • 🔔 Comforting messages