× ....
×

آدرس وبلاگ من

https://www.gohardasht.ir/blogs/yaghma68

آدرس صفحه گوهردشت من

https://www.gohardasht.ir/profile/398486

Access to the friends list is just allowed for this person's friends
× Access to this person's groups list is not allowed for anybody

سرد

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با

شبي از پشت يك تنهايي نمناك

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي

در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم
لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي

در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي ب

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي

در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم



شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي

در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم



شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه‌ي گل‌هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ‌ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي

در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم




در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهايي‌ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني‌ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم

تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشم‌هايم را به روي اشكي از جنس غروب

ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم

نمي‌دانم چرا رفتي؟

نمي‌دانم چرا، شايد خطا كردم

و تو بي‌آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي‌دانم كجا، تاكي، براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت

باران چه معصومانه مي‌تابيد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره

با مهرباني دانه برمي‌داشت

تمام بال‌هايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن توآسمان چشم‌هايم خيس باران بود

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي‌تو

تمام هستي‌ام از دست خواهد رفت

كسي حس كرد من بي‌تو

هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد!

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

هنوز آشفته‌‌ي چشمان زيباي توام

برگرد!

ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت

تو هم در پاسخ اين بي‌وفايي‌ها بگو

در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

ميان انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاييزي‌ترين ويراني يك دل

ميان غصه‌اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نمي‌دانم چرا؟ شايد به رسم و عادت پروانگي‌مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم



دوشنبه 17 تیر 1392 - 2:19:34 AM


Or Login with Gegli Username and Password
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


سرد


نمایش سایر مطالب قبلی
آمار وبلاگ

3738 بازدید

4 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

5 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 Meet Gegli Bot — Your Companion in Lonely Times 🌟

Gegli Bot is here to help when you need a friend the most. Whether you’re feeling down, want to talk, or just need emotional support, you’re never truly alone.

🧠 Soothing chats • 💬 Judgment-free companionship • 🫂 Meaningful friendships • 🌈 Support in hard moments • 🔔 Comforting messages

Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.

Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.

All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.




Keywords

  • Persian social network
  • online matchmaking
  • online friendship platform
  • safe online dating
  • Persian chat platform
  • AI based friend recommendations
  • Smart Friend Finder AI
  • digital companionship
  • emotional connection online
  • global Persian community
  • anonymous chat and private chat
  • group chats and communities
  • loneliness reduction through social connection
  • AI companionship conversations
  • matchmaking with personality AI
Dating & Community
  • meet new people online
  • real verified profiles
  • private chat & group chat
  • social connection for Persians
AI Matching & Smart Connections
  • AI personality matching
  • behavior-based recommendations
  • AI chat companion system
Emotional & Social Support
  • emotional comfort through social engagement
  • connection to reduce loneliness

Gohardasht — a Persian social network for friendship, AI-assisted matchmaking, emotional communication, and meaningful human connection.