عشق
عشق شکست،
درست به مانند درختی با بیرØÙ…ÛŒ Ø·ÙˆÙØ§Ù†.
دل مرد،
با شقاوت سنگدلی که خنجرش را بر پوسته نرم او نشاند.
چشم کور شد،
نه برای ندیدن،
تا عبرتی باشد که با نگاهی عاشق نشویم.
گوش کر شد،
نه برای نشنیدن،
تا به این طریق نجوای شیرین عشق را نشنویم.
اما مضØÚ© است!
نمیدانم؟
گویند عاشق کر و کور است.
جمعه 29 مهر 1390 - 6:05:59 PM