دیدم تو خواب وقت سحر شه زاده ای زرین کمر نشسته بر اسب سفید میومد از کوه کمر
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش ... میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش...
کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم، روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم، شه زاده رویای من شاید تویی، اون کس که شب در خواب من آید تویی ، توووو
از خواب شیرین نا گه پریدم او را ندیدم دیگر در کنارم به خدا ،جانم رسید از غصه بر لب هر روز هرشب در انتظارم به خدا،
دیدم تو خواب وقت سحر شه زاده ای زرین کمر نشسته بر اسب سفید میومد از کوه کمر،میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش ... میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش...
کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم، روزی که بختم وا بشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم، شه زاده رویای من شاید تویی، اون کس که شب در خواب من آید تویی، توووو
از خواب شیرین نا گه پریدم او را ندیدم دیگر در کنارم به خدا ،جانم رسید از غصه بر لب هر روز هرشب در انتظارم به خدا، دیدم تو خوابم وقت سحر شه زاده ای زرین کمر نشسته بر اسب سفید میومد از کوه کمر،میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش ... میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش...
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.