خلوتگزیده را به تماشا
چه حاجت است؟
چون کوی دوست هست، به
صحرا چه حاجت است؟
جانا! به حاجتی که تو را
هست با خدا
کآخر دمی بپرس که ما را
چه حاجت است
ای پادشاه حُسن، خدارا،
بسوختیم
آخَر سوال کن که گدا را
چه حاجت است
ارباب حاجتیم و زبان
سُوال نیست
در حضرت کریم تمنا چه
حاجت است؟
محتاج قصه نیست گَرَت قصد
خون ماست
چون رَخت از آن توست، به
یَغما چه حاجت است؟
جام جهان نماست ضَمیرِ
مُنیرِ دوست
اظهار احتیاج خود آن جا
چه حاجت است؟
آن شد که بار منت مَلاح
بُردمی!
گوهر چو دست داد به دریا
چه حاجت است؟
ای مدعی! بُرو! که مرا با
تو کار نیست
اَحباب حاضرند؛ به اَعدا
چه حاجت است؟
ای عاشقِ گِدا! چو لب روح
بخش یار
میداندت وظیفه، تقاضا چه
حاجت است؟
حافظ! تو ختم کن که هنر
خود عیان شود
با مُدعی نزاع و مُحاکا
چه حاجت است؟
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.