عدالت
خستم خسته از این همه فشار روحی که باید تحمل کنم آخه یه آدم چقدر می تونه تحمل داشته باشه با هزار بدبدختی یک کار واسه خودم دست و پا کردم اما بیخود و بی فایده نمی دونم خدا از اول چرا منو آفرید همش فکر و ذکرم باید معطوف آینده و کارم باشه
وقتی میگن معلولیت محدودیت نیست راست میگن اما وقتی امکانات نباشه پول نباشه سرمایه نباشه حامی نباشه کسی پشتیبانت نباشه از صدتا محدودیت هم بدتره
خدایا خستم خسته فکرم کار نمی کنه
چرا باید من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو شرکتی که کار می کردم حالا اسمش هم نمیارم ولی انقدر و بدونید که یک پسوند عدالتی هم داشت با چندتا زد و بند اومدن جای ما رو گرفتن حتی نمی تونستن جایگاه یک معلول و تحمل کنن و با یک مجمع فورمالیته ما شدیم نیروی اضافه بر سازمان و آقایون چند پسته شدند عضو هیئت مدیره(جانشین ما طبق معمول هم جایی صدامونو نشنید و یا نخواستن بشنوند و شکایتمون هم به جایی نرسید و آقایون با چند تا پست ریاست و کیاست این شغل ما رو هم چشم نداشتن ببینن
واقعا تو جایی که پسوند عدالت رو هم با خودش یدک می کشه عدالت رو خیلی قشنگ اعمال کردن تا یک مقام سیاسی با استفاده از روابط و بدون در نظر گرفتن ضوابط برای استفاده از جایگاه این شرکت حق یک معلول رو ضایع کنه و حالا هم انگار بر نوک کله قوه نشسته و قله رو فتح کرده
این عدالت کل عدالت همینه
حالا ما ماندیم که با این همه عدالت چه کنیم و به که پناه ببریم
البته طبق گفته تمام مسئولین ،معلولیت محدودیت نیست شاید هم ..................................
خدایا عاجزم از این همه عدالت
دوشنبه 6 تیر 1390 - 2:22:44 PM