دلم می خواست به پارکی برم تا از هوای بهاری استفاده کنم.تنها بودم، از آژانس که پیاده شدم تازه یادم افتاد که آی خدا بیست تا پله آن هم بدون نرده داره. تردید داشتم که برگردم یا برم بالا، آخه با یک ویلچر که نمی شد بیست تا پله رو پایین رفت. من همچنان اندر خم پله اول!
دوست داشتم یه آشنا پیدا بشه و ازش کمک بخوام اما دریغ از آشنا. از طرفی اینجور مواقع حالا درست یا اشتباه اصلا از غریبه دلم نمیخواد کمک بگیرم.!
پله ها اینطوری چیده شده بود که ۵ تا پله پشت سر هم بود بعد حدود یک متر صاف و دوباره پنج پله بعدی.
فکر کنم یه بیست دقیقه ای طول کشید و من انگار تو فکر فتح قله اورست بودم که یه پسر بچه ای شیطون که داشت رو پله ها میدوید بهم برخورد کرد خلاصه بعد از یکساعتی چند تا از بچه های آشنای محل اومدن و من بالاخره رسیدم به اوج قله!!
شاید برای کسائیکه مشکل حرکتی ندارند رفتار امروز من براشون احمقانه به نظر بیاد اما همتایان من نیک میدانند که کمک گرفتن از دیگران برای گذشتن از موانع چیزی نیست که به سادگی بهش در مورد حرف زد .
لطفا اگر این مشکل و نداری زود موضع نگیر چون تنها اونی میتونه این حرفم را بفهمه که عین خودم هستن و مشکل منو درک می کنن و..
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.