فصل شيدايي ...
خم شده مثل مجنون
يه مرغ عشق تو قفس
اون نداره هم نفس
يه عاشق زير بارون
چشاش پر از اشك و خون
يه ماهي تو تنگ آب
چشاش دنبال آفتاب
يه دل تو سينه من
وزنش شده يه خرمن
بزارم تو يه باغچه
دلم ميخواد پرنده
نباشه روي طاقچه
يه روز فراموشم شه
دلم ميخواد سه نقطه
مونس آغوشم شه
دلم ميخواد ماهي رو
رها كنم تو دريا
دلم ميخواد دلم رو
پيدا كنم من پيدا