https://www.gohardasht.ir/profile/231325
این داستان حدود سی سال پیش در واشنگتن دیسی اتفاق افتاده است. در یك شب سرد زمستانی، همسر یك تاجر از روی بی احتیاطی و عجله كیف پولش را در راهروی بیمارستان جا گذاشت. وقتی به خانه رسید متوجه شد كیف پولش نیست. تاجر وقتی این موضوع را فهمید بسیار ناراحت شد، به این خاطر كه نه تنها درون كیف صد هزار دلار پول نقد بود، بلكه اسناد محرمانه بازاریابی مربوط به شرکت وی نیز درون آن بود. از این رو، همان شب برای یافتن كیف به بیمارستان رفت. هنگامیکه تاجر خود را با عجله به بیمارستان رساند، دختر لاغری را دید كه در كنار دیوار راهرو در حالی که کیف گمشده همسر تاجر در دستش بود، بر روی زمین چمباتمه زده و از سرما میلرزید. اسم آن دختر هیادا بود و به عنوان همراه برای كمك به مادر مریضش، به بیمارستان آمده بود. مادر و دختر به قدری فقیر بودند كه با وجود اینكه تمام چیزهای قیمتی زندگیشان را فروخته بودند، توانسته بودند فقط هزینه یک شب اقامت در بیمارستان را تهیه كنند، و اگر نمیتوانستند پول بیشتری تهیه کنند، بیمارستان آنها را فردا بیرون میانداخت. آن شب، هیادای بیچاره درحالی که در راهروی بیمارستان قدم میزد، از خدا درخواست كمك میكرد. وی امیدوار بود كه فردی مهربان برای کمک به آنان پیدا شود و مادرش را از مرگ نجات دهد. در همان لحظه که این آرزو را در دلش تکرار می کرد، کیف یك خانم که با عجله از طبقه بالای بیمارستان به پایین میآمد بر روی زمین افتاد. ولی آن خانم بدون آنكه متوجه شود با عجله از راهروی بیمارستان بیرون رفت. شاید بخاطر آنكه در دستانش چیزهای دیگری نیز داشت متوجه این مساله نشد. هیادا تنها كسی بود كه در آن لحظه در راهرو حضور داشت. از این رو رفت و كیف را برداشت. وقتی به دنبال زن دوید که کیفش را پس دهد، آن خانم با ماشین آنجا را ترک کرده بود. هیادا به بیمارستان بازگشت. وقتی كیف را نزد مادرش باز كرد، هر دو از دیدن آنهمه پول شوك زده شدند. آنها می دانستند كه آن پول کفاف هزینه درمان و بیمارستان را می داد. با این وجود، مادر به هیادا گفت كه به راهرو برود و منتظر كسی باشد که بدنبال آن کیف میگردد. با وجود کمک و تلاشهای بسیارِ تاجر، مادر هیادا دختر بیكسش را تنها گذاشت. بعد از آن تاجر، هیادا را كه دیگر خانوادهای نداشت به فرزندی پذیرفت. مادر و دختر نه تنها در باز گرداندن 100 هزار دلار به تاجر کمک کرده بودند، بلكه مهمتر از آن، به خاطر اسناد تجاری برگردانده شده، تاجر موفقیتهای بزرگی را بدست آورد و بعد از مدتی کوتاه میلیونر شد. بعد از آنکه دخترک دانشگاه را تمام کرد، تاجر او را پیش خودش برد تا در تجارتش از او کمک بگیرد. تاجر هرگز پست و مقام خاصی در شركتش به هیادا نداد، ولی هیادا با بهره گیری از تجربه و دانش تاجر میلیونر و همچنین با سخت كوشی زیاد خودش، توانست تاجر موفقی شود. تاجر میلیونر در سالهای آخر عمرش در بسیاری از تصمیمات کاری، نظر هیادا را نیز می پرسید. وی به هنگام مرگش، اینچنین وصیت كرد: "قبل از آنكه با هیادا و مادرش آشنا شوم، پول زیادی داشتم، اما وقتی در مقابل مادر و دختری ایستادم كه مقدار زیادی پول پیدا كردند و با وجود این که در فقر و بیماری به سر میبردند به آن دست نزدند، فهمیدم كه آنها ثروتمندتر از من هستند. آنها والاترین معیارهای انسانیت را رعایت كردند و این، چیزی بود كه من به عنوان تاجر آن را كم داشتم. تمام پولهای من از دوز و كلك و مبارزه با دیگران بدست آمده بود. ولی آنها به من آموختند كه مهمترین دارایی در زندگی یك شخص، رفتار اخلاقی و انسانی او است. من فقط به خاطر كمك یا همدردی با هیادا از او نگهداری نكردم، بلكه من در هیادا الگویی برای انسان شدن یافتم. با بودن هیادا در كنارم، در تمام لحظات می توانستم بیاد آورم كه چه کاری را باید انجام دهم و چه کاری را نباید انجام دهم. این مهمترین دلیل شکوفا شدن تجارتم بود. بعد از آن من یك میلیونر شدم. لذا، بعد از مرگم تمام پول و داراییام به هیادا میرسد. این پول، بخشش به او نیست، بلكه تضمینی برای موفقیت و شكوفایی تجارتم است. عمیقاً باور دارم كه پسر باهوش من انگیزه مرا می فهمد." وقتی پسر میلیونر كه در خارج زندگی میكرد برگشت و با دقت وصیت پدرش را خواند، بی درنگ موافقتنامه را امضاء كرد و نوشت:" من با به ارث رسیدن همه چیز به هیادا موافقم. و فقط به هیادا پیشنهاد می كنم كه همسر من شود." بعد از آنكه هیادا امضای پسر میلیونر و نوشته زیر آن را خواند، بلافاصله موافقت نامه را امضاء كرد و نوشت: "من تمام دارایی ها را به همراه پسر تاجر میپذیرم.
1113 بازدید
3 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
10 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.