حکیم ابوعلی سینا
آورده اندکه بوعلی سیناحکیم ودانشمند بزرگ ایرانی درکودکی نزدمردفهیمی به
آموزش وفراگیری علم ودانش مشغول بود.واز جمیع جهات مورد توجه وعلاقه آن
مردقرار گرفته وازمحبت وتوجه وعنایت ویژه ای درنزداستادبرخورداربودتا حدی
که باعث حسادت برخی از همکلاسی های بوعلی گردیده واین موضوع به خانواده
همکلاسان بوعلی کشانده شود.پدریکی ازکودکان که از تجاروافراد صاحب نام
وسرشناس منطقه بودازاین موضوع به خشم آمده وتصمیم به عدم پرداخت حق الزحمه
استاد گرفته تا بدینوسیله توجه استادرا به مسئله جلب نموده وحتی انکیزه ای
برای توجه او به فرزند تاجرفراهم آیدولی این اقدام کارساز نشده واستاد بی
توجه به اقدام تاجر همچنان به شیوه خود عمل میکرد.روزی مرد تاجر برا ی
یافین علت اقدامات استاد به مکتب خانه رفت وموضوع را بااو درمیان گذاشته
وعلت را جویا شد.استاد در پاسخ به آن مرد گفت من در آموزش و فراگبری علم
ودانش هیچ تفاوتی بین کودکان نمیگذارم برای همه آنها به یک میزان وقت صرف
مینمایم واگر فرقی ویاتوجه خاصی بین بوعلی با برخی ازکودکان مطرح است در
مسائل اخلاقی وعاطفی ودر مصاحبت بیشر با بو علی بواسطه طرح مسائل ازجانب
بو علی ولزوم ارائه پاسخ ازجانب اوست .مرد تاجر به فصل و دانش فرزند خود که
نه تنها کمتر از بوعلی نیست اشاره نموده وخواتا ر آزمون بین بوعلی وفرزند
خودگردید.استاد گفت جهت سنجش هوش این دونیاز به آزمون نیست راه ساده ای را
امتحان میکنیم ودربین ساعت درس که کودکان بیرون از کلاس بودند استاد تکه
ورقی را ذر زیر تشکچه بوعلی قرار داد و درزیر تشکچه فرزند تاجر هم خشتی
گذاشته وسپس کودکات را به کلاس فراخواندپس از جابجائی کودکان استادارآنها
سوال کرد که چه تفاوتی اکنون بافبل از خروج ازکلاس احساس میکنند فرزند تاجر
همجون سایرکودکان به عدم تغییرات اشاره کرد.استاد ازبوعلی پرسید بو علی
گفت من احساس میکنم که به اندازه ضخامت یک ورق به سقف نزدیکتر شده ام
یکشنبه 6 خرداد 1391 - 12:13:08 AM