منو با خنده صدا کن

مثل گنجیشکی که زیر برفا مونده
همه ی دلتنگیم پیش تو جا مونده
یه نفر اینجاست که تو رو دوست داره هنوز
که توو چهار فصل دلش برف می باره هنوز
یه نفر منتظره تو بهارش باشی
تا کنارت باشه ... تا کنارش باشی
یخ زدن دستای من زل زدم به رد پات
دستامو ها می کنم کوو اجاق خنده هات

شاخه ها خشکیدن ریشه ها پس رفتن
شونه هام می لرزن استخونام سردن
یه نفر اینجاست که تو رو دوست داره هنوز
که توو چهار فصل دلش برف می باره هنوز

رد چشمامو نگاه کن دستامو بگیر توو دستات
یخ این دستا رو وا کن
خنده هات سبزه ی عیدن خنده هاتو دوست دارم
منو با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی منو پر کن از جوونی
کی بهارو دوست نداره؟ عزیزم خودت می دونی
فصل , فصل تو که عشقه چهار فصل من بهاره
عزیزم خودت می دونی
چهارشنبه 6 مهر 1390 - 11:17:26 AM