hanooz nayoomade
يكي بود يكي نبود يه دروغ كهنه بود يكي موند يكي نموند حرف راست قصه بود يكي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دو رنگي آشنا اونكه موند،دلشو غصه سوزوند ، پشتشو دوري شكوند زير آوار جفا ،دل دادش به هر بلا ،با همه عشق و وفا ،راهي شد تو قصه ها اونكه موند يه قصه ساخت اما هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد اون به عشقش نرسيد هيشكي

خوابشو نديد، گل يادشو نچيد گم شدش تو قصه ها، توي شهر عاشقا
پنجشنبه 30 تیر 1390 - 10:42:11 AM