انگار نمی آید و هم می آید
این دور و بر انگار که کم می آید
او عــــابـر و من پــیـــاده رو ، آه چقـــــدر
از حــــــــاشــیـه رفـتـنـش خوشــــــم مـی آیــــد !
تـــــــــا دســـــت به دامـــان ریــــــــا افتادند
بــــــــــی وقفه به یــــــاد شــــــهــدا افتادند
شوخی شوخی ، به شـاخه ها سـنگ زدند
جـــــــــــدی جــدی ،پـــــــرنــــده هـا افتادند !
یـقه ات را بــالا نده
و گـنـــــــاه بـــــــــــاران را به گــردن بگیر !
مــــــــاه بـــی حوصلــه دشـت ، بیابـــان را کشت
ســـیب سرخی شد و چرخی زد و ایمان را کشت
سبد خالی امسال بـه سیبی ننشست
خاک بی برکت این مزرعه باران را کشت
حــــــــــجــرالاســــود ما روشــــــنـی باغـچه بـــود
قـــــــبــله آنقدر عـــوض شد که مسلمان را کشت
کوچه در کوچه زمین خورد و به راهی نرسید
داغ این کوچه بن بســت ، خیابـــان را کشت
دشنـــــه ای داشت پـــــــدر تــــشنه تر از اسبم بود
درد آنــــقـدر فـــــــرو رفــــــت کـه درمـــــــان را کشت
شعله دست تو روشن که در این شهر هنوز
میشــود بـا دف تو نصف خراسان را کشت
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.