من سنگم...
کاش می دانستی که چقدر دلتنگم
از دوست داشتنهایی که نمی توان ابراز کرد
از علاقه هایی که نمی توان به آنها پرداخت
این روزها دیگر نمی توان احساسات را بیان نمود
دیگر نمی شود خود را در دلها جا کرد
یا ما آنقدر خواسته یمان بزرگ است یا دلها خیلی کوچک شده، نمی دانم...
دلتنگم که همواره باید احتیاط کنم
باید به حرف دلم گوش ندهم
نمی توانم با خود صادق باشم
زیرا زمانه به من یاد داده که اگر حرف دلم را صادقانه بیان کنم هیچ بهایی ندارد
من یاد گرفته ام سنگ باشم احساساتم را در خود خفه کنم
ولی در آخر از سنگ بودن نیز خسته شدم!
ولی تنها چیزی که وجود خسته ام را آرامش می بخشد یاد خداست فقط یاد خداااااا
دوشنبه 16 خرداد 1390 - 12:14:23 PM