قطره قطره روی شانه های خاکی اش می بارد.
با دلتنگی وعده های آخر هفته را یادآوری می کند.
آسمان ابری و دل تنگ من...بارش باران و چشمی چشم به راهت...دلم برای دیدنت می تپد.
دوباره روز جمعه و قدم هایت که به آسمان می رود و دیگر.....چشم خیره به صفحه ای خالی می شود.
آمد و گفتم می آیی،از تولد خورشید تا مرگ نور پشت پنجره ی بخار بسته دل به شیشه ی سردش
می چسبانم،زمزمه ی وصال می خوانم و محو نوری که مرا دیدی شوق دیدنت را از اعماق بی نام و
نشانم بخوانی.شمع از آه گلویم آهسته آهسته می میرد وتاریکی ملحفه ای بر وعده گاه خالیمان
می کشد.باز هم سهم من از هر جمعه دفتری است که از چوب خط های انتظار لبریز شده است.
چشم به راه
آخرین باران
آخرین دفتر
می مانم.
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.