دو راهب که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیاری به دیار دیگر سفر میکردند سر راه خود دختری را دیدند در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت که از آن بگذرد وقتی راهبان نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آنها تقاضای کمک کرد یکی از راهبان بلادرنگ دختر را برداشت و از رودخانه گذراند راهبان به راه خود ادامه دادند ومسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند
در همین هنگام راهب دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: " دوست عزیز، ما راهبان نباید به زنان نزدیک شویم. تماس با آنها برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست در صورتیکه تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادي راهب اولی با خونسردی و با حالتی بی تفاوت پاسخ داد: "من دخترک را همان جا رها كردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و آن را رها نمیکنی
طنز پيغام گير تلفن در قرنهاي متفاوت
مديراني كه قوانين كار نمي دانند و با عث از دست رفتن فرصتها ميشن حتماً بخوان خيلي با حال است
ديدن جمال واقعي خود در آينه روزگار
10736 بازدید
5 بازدید امروز
16 بازدید دیروز
54 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.