شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
جای پاهای کسی بر سر راهم مانده است
در ته کوچه یکی چشم به راهم مانده است
کفشهایم همه دنبال کسی میگردند
باز دنبال دل بی هوسی میگردند
یک نفر شب به غزل خوانی من می خندد
به دل ساده و بارانی من میخندد
فکر کردیم در این عشق کمی تک شده ایم
غافل از اینکه در این راه عروسک شده ایم
شرط بستیم که بی حوصله چشمک نزنیم
بهد از این حادثه دستی به عروسک نزنیم
سالها پیش ولی کوچه ها سنگ نداشت
عاشقی حوصله هردل بی رنگ نداشت
عشق سر سختی یک حلقیه زنجیری بود
کودک ذوق زده کودک اکسیری بود
عشق بی رنگ زنی فاحشه و سرخورده است
این زن فاحشه عمری است که در من مرده است
این دل کودک من مرُد ولی نان نگرفت
رفت و پستان زن مرُده به دندان نگرفت
این دل کودک من باز به داغ آلوده است
این شب پاک و صمیمی باز به چراغ آلوده است
7843 بازدید
2 بازدید امروز
1 بازدید دیروز
3 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.