اولین عشق من....
یادم میاد کلاس چهارم ابتدایی بودم ! بچه بودم هفت سال پیش!
برا تیز هوشان می رفتیم کلاس که قاطی بود! منم خرخون کلاس بودم و رقیب یه دختر نانازی به نام کوثر اونم خرخون بود و همیشه با هم رقابت می کردیم
خونمونم نزدیک هم بود با هم می رفتیم کلاس تا یه روز تصمیم گرفتم احساسمو بهش بگم وان روز روز قبل از ازمون تزهوشانمون بود...
رفتم کلاس دیدم نیست از معلممون پرسیدم گفت برا ازمون رفتن یزد و برا زندگی اینو که گفت احساس کردم یکی از داخل داره به قلبم چنگ میزنه
بعد از اون دوستی نداشتم که بهش عشق بورزم ولی همچنان در ارزوی یک دوست خوب نشته ام

پنجشنبه 31 خرداد 1391 - 5:32:14 PM