همسریابی

عکس-جوک-داستان های عاشقانه-شعر

عکس-جوک-داستان های عاشقانه-شعر

× عکس-جوک-داستان های عاشقانه-شعر
×

آدرس وبلاگ من

https://www.gohardasht.ir/blogs/aminmolaee

آدرس صفحه گوهردشت من

https://www.gohardasht.ir/profile/288168

سیب

تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندانزده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی

و سالهاست

خش خش گام تو تکرار کنان

میدهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا؟

باغچه کوچک ما سیب نداشت



من به تو خندیدم
چون که میدانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب رادزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید...

و نمی دانستی که باغبان همسایه

پدر پیر من است...

من به تو خندیدم تا که با خنده خود

پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک...

دل من گفت برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد

گریه تلخ تو را...

و من رفتم و هنوز سالهاست

که در ذهن من آرام آرام...

حیرت و بغض نگاه تو تکرار کنان

میدهد آزارم...

و من اندیشه کنان غرق این پندارم..

.چه می شد اگر باغچه کوچک ما

"سیب" نداشت...؟

_____________________________________________

دخترک خندید و

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید

به خیالش می خواست،

حرمت باغچه و دختر کم سالش را

از پسر پس گیرد !

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان ِ

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود...

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:

" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:

" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت

_____________________________________________

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد

تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد

ویرانه نشینم من و بیت غزلم را

هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد

من حسرت پرواز ندارم به دل آری

در من قفسی هست که می خواهدم آزاد

ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را

کش مردم آزاده بگویند مریزاد

من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد

آرام چه می جویی از این زاده اضداد؟

می خواهم از این پس همه از عشق بگویم

یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد

مگذار که دندان زده غم شود ای دوست

این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد


یکشنبه 3 مهر 1390 - 12:20:02 AM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

آخرین مطالب


کسب در امد


سیب


نمایش سایر مطالب قبلی

پیوند های وبلاگ

آمار وبلاگ

5357 بازدید

2 بازدید امروز

0 بازدید دیروز

2 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده