رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهي به جز گريز برام نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي گناه و جنونم كشانده بود
رفتم كه داغ بوسه ي پر حسرت تورا
با اشك هاي ديده زلب شستشو دهم
رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود
رفتم كه بانگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو.مگو كه چرا رفت ننگ بود
عشق منو نياز تو و سوز و سازما
از پرده ي خموشي ظلمت
چو نور صبح بيرون فتاده بود
يك باره راز ما
رفتم كه گم شوم كه يكي قطره اشك گرم
در لابه لايه ي شبرنگ زندگي
رفتم كه در سياهي يك گور بي نشان
فارغ شوم زكشمكش و جنگ زندگي
من از دو چشم و روشن و گريان گريختم
از خنده هاي وحشي طوفان گريختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم
اي سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله ي آتش ز من نگير
ميخواستم كه شعله شوم سركشي كنم
مرغي شدم به كنج قفس بسته و اسير
روحي مشوشم كه شبي بي خبر ز خويش
در دامن سكوت به تلخي گريستم
نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.