












ای سزاوار Ù…ØØ¨Øª ای تو خوب بینهایت
همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت
به خدا دوست داشتن تو هم یه عشقه هم عبادت
تو سزاواری که باشی همدم روزها و شبهام
تا که عشقتو ببینی توی جونم و تو رگهام
بشنوی دوستت دارم رو ØØªÛŒ از هرم Ù†ÙØ³Ù‡Ø§Ù…
با نوازشهای دستت سوختن از تب رو شناختم
تب عشقی آتشین که من به اون قلبمو باختم
قاصد بودن من بود موج Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ÛŒ چشمات
وقتی که عشقو میدیدم توی قطره های اشکات
هر کی از عشق گریه کرده شادی رو تجربه کرده
یا شبی در ØØ±Ù… عشق Ø³ÙØ±ÛŒ به کعبه کرده
ای که برده ای مرا تا مرز یک عشق خدایی
بیا پاره تنم باش تو که پاک و بی ریایی
اوج ÙØ±ÛŒØ§Ø¯ دلم شد عاشقانه دل سپردن
در وجود تو Ø´Ú©ÙØªÙ† با تو بودن یا Ú©Ù‡ مردن
هر کی از عشق گریه کرده شادی رو تجربه کرده
یا شبی در ØØ±Ù… عشق Ø³ÙØ±ÛŒ به کعبه کرده
بسيار زيبا ØŒ سپاس از ØØ¶ÙˆØ± Ùˆ انتخاب هاي پيوسته مناسب استاد
(با اجازه هر جا مينويسم سعي ميكنم با Ùونت Ùˆ رنگ انتخابي شما باشه)

==================
==================
==================







![]()








...









