به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به کوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید
یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانید
صبا را دیدم و گفتم صبا دستت به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم
ولی افسوس و صد افسوس
ز ابر تیره برقی جست
که قاصد را میان ره بسوزانید
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
یکی را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند![]()
slm khili khoob bood vebloget ....khahesh mikonm
بروکارکن ازدواجکنی همهی دردسرت شروع Ù…ÛŒØ´ÙˆØ¯Ø¬Ø¹ÙØ± دوست تو
سلام Ø§Ø²Ø§ÙˆÙ†ÙØ±ÛŒØ¯ هقیباز ÙØ±Ø§Ø±Ú©Ù† میخاد به توقول بزند تشکر مواضب باش
salam...khubi???dg sari b ma nemizani!!!
hala dg vase peyda kardanet bayad tu webloget nazar bezarim???
didi be vebloget sar zadam boooooooooooooos asiisam
asiiisam salam khili ba ehsasi mersii baraye neveshtehat reihane
kheeeeeeeeeeeeeeyli khojel bood azizam......mi30iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii