. . . سپید پوشیده بودم با موی سیاه ، اکنون سیاه جامه ام با موی سپید
امشب ، تو داری میری و زندگی میره
تو داری میری و خونه می میره
واسه گذشتن از این شب تیره ، دیگه دیره
امشب ، قصه تموم میشه غصه می مونه
کیه که قصه ی ما رو ندونه
تو بری کی واسم از تو می خونه ، کی می تونه
میری ، سرنوشت این جوری خواسته برامون
من و تنهاییه سرد خیابون
میری و می شکنه بغض من آسون، تو که می دونی
میری ، روزهای بی کسی می رسن از راه
واسه یه لحظه هم نمیرن از این جا
نفس آخر رو می کشه دنیا
امشب ، قصه تموم می شه غصه می مونه
کیه که قصه ی ما رو ندونه
تو بری کی واسم از تو می خونه ، کی می تونه
امشب ، تو داری میری و دلخوشی میره
تو داری میری و خونه می میره
واسه گذشتن از این شب تیره ، دیگه دیره
میری ، سرنوشت این جوری خواسته برامون
من و تنهاییه سرد خیابون
میری و می شکنه بغض من آسون ، تو که می دونی
میری ، روزهای بی کسی می رسن از راه