




مـن بـا تـو زیـر بـاران نـرفتـه ام ...
بـاران کـه می بـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود
راه می افـتم ...
بـدون چـتـر ...
من بـغض می کنـم
آسمـان گـریـه ...





مثل آخرین شاعـــر یک قــبیلــه ی مـــتروکـــ
دارم دنـبـال عشق مــیگــــردم
لطفا کمی صدایـــم کن !...




