چند بیت زیبا
عشق در کوه کنی داد نشان قدرت خویش
ورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت
کوه کندن در خور سرپنجه عشق است وبس
ور نه این زور وهنر در تیشه فرهاد نیست
گفتمش در خاک محنت دانه میپاشم ز اشک
گفت از این تخم و زمین جز سبزه حسرت نرست
هر که بر این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشتر ش می دهند
دانی غرضم ز می پرستی چه بود
تا همچو تو خویشتن پرستی نکنم
برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ور هنر داری و هفتاد عیب
دوست نبیند مگر آن یک هنر
دوست آن است که کو معایب دوست
همچو آینه روبرو گوید
چهارشنبه 13 تیر 1391 - 7:22:34 PM