رویا بهانه ای ست که دنیای هم شویم ؛ دنیا چرا بهانه ی ما را
به هم زند؟
این خانه قایقی ست که
آواره می شود؛ موجی اگرکرانه ی ما را به هم زند
پر کرده ای تمام مرا با
تمام خویش ؛ شیرین شده تمامی مــــن در تمام تــو
قند آب می شویم تو و من
مـیان هـــم ؛قاشق چرا میانه ی ما را به هم زنـد؟
این سیم های برق که هی تیر
می کشند؛ وقتی که ما به خلوتشان تکیه می کنیم
باروت می شوند که شلیک تیر
شان ؛ خواب کبوترانه ی ما را به هم زند
بی تو مرا شبی ست که فردا
نمی شود؛ بی من تورا دلی ست که دریا نمی شود
آنقدر در همــیم که پیدا نمی
شود ؛دستی که نظم خانــه ی مارا به هم زند
با هم ولی جدا به سفر فکر
می کنیم؛ هر دو کنار هم به خطر فکر میکنیم
طوفــانی همیم نزائیده مادرش ؛
بـــــــــادی که آشیانه ی ما را به هم زند
شانه به شانه سر به سر هم
گذاشتیم؛یک لحظه دست از سر هم برنداشتیم
فریاد ترجمان جدایی ست پس کجاست؛آن هق
هقی که شانه ی ما را به هم زند
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.