میدانم...
چرا نوشتم بر برگ تنهاييم براي تو؟نميدانم!
شايد که روزي "عشق "مرا بر تو بخوانند
ميدانم که روزي خواهي آمد.ميدانم...
گريان نمي مانم.خندانم
براي ورودت اي"عشق"
وقتي به يادت مي افتم.يک بار...نه...صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا ميگيرد
و اشک شوق بر گونه هايم جاري مي شود...
تنها ميگويم هميشه در قلب مني!!!!
ميدانم که باز خواهي گشت....ميدانم!!!
به ياد لحظات خوش انتظار و تنهايي...
جمعه 7 مرداد 1395 - 8:03:21 PM