درناي كور تنها ، مأمني براي روزاي آخر نفس كشيدن و تنها مردنش
پيدا كرده بود.
باد موافق نبود و خورشيد مي سوزوند.
قايقي هزار رنگ خودشو به ساحل صفر مرزي تحميل كرد.
زني با لعبت طنازش روي شن هاي خيس ساحل پياده شد و كنار
درخت آلبالو اتراق كرد.
درناي بيچاره از فرط احساس نا امني كه پيدا كرده بود روي دستاي
عشقباز درخت آلبالو نشست.
اون زن نفرين شده بود كه با اومدنش همه ي ساحل بوي جهنمو گرفته
بود.
او از ديار شياطين مي آمد با چشماني به زيبايي آسمان.
گيسوانش حناي آتشين دوزخ را شعله مي كشيد.
با تني به سفيدي پياله ي شربت شوكران .
جوان شوخ چشم از غربت دريا اونجا پناه آورد و با سرعت نور عاشقش شد.
زن نفرين شده او را در كامش کشيد و تمام آرزوهاشو آبستن شد.
مرد جوان چاره اي جز انكار گناهي كه مرتكب شده بود نداشت.
او دزدكي آنجا را ترك گفت ولي ندانست كه زن نفرين شده همه ي
روحش را
زاييده بود .
فريادي گنگ در صفر مرزي وزيدن گرفته بود و درنا به فكر خالي شدن از
احساس زندگي بود.
روح مرد جوان تا بلنداي غروب مركوري ، شعله كشيد.
فرزند دوزخ متولد شده بود.

سلام
9446 بازدید
2 بازدید امروز
0 بازدید دیروز
7 بازدید یک هفته گذشته
Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)
Copyright ©2003–2026 Gohardasht (Gegli Social Network) — All Rights Reserved.
Engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
All platform architecture, software development, programming, design, and innovative algorithms have been fully and exclusively designed, developed and engineered by Dr. Mohammad Hajarian.
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.