قانون اوّلِ تِرمودینامیک را غالباً، "قانـون بقــای انرژی"1 مینامند. این قانون برآن است که می توان به شکل های گوناگونی انرژی را از یک سیستم به سیستمی دیگر انتقال داد، اما "آفرینش" یا "نابودیِ" انرژی محال است. می توان ماده را به انرژی تبدیل کرد، درست همانگونه که آلبرت اینشتین هنگام ارائۀ معادلۀ بزرگ خود (یعنی E=MC2) به بررسی آن پرداخت. با این حال، از زمان به وجود آمدن انرژی، کلّ انرژی موجود در عالم هستی ثابت است.
قانون دوّمِ تِرمودینامیک را معمولاً، "قانون اِنتروپیِ افزایش یافته"2 مینامند. گرچه میزان یا کمیّت ماده/انرژی در جهان ثابت است (قانون اول ترمودینامیک)، منتها با گذشت زمان، کیفیّت ماده/انرژی تنزل پیدا می کند. اما چگونه؟ [بدین صورت که] انرژیِ قابل استفاده ضرورتاً جهت بهره وری، رشد و تعمیرات مورد استفاده قرار می گیرد. در این فرایند، انرژی قابل استفاده تبدیل به انرژی غیرقابل استفاده می گردد. بنابراین، انرژی قابل استفاده، بطور بازیافت ناپذیری، به شکل انرژی غیرقابل استفاده "ضـایع می شود".
"اِنتروپی"3 چنین تعریف می شود: "واحد اندازه گیری انرژیِ غیرقابل استفاده در یک سیستم بسته (مثلاً جهان هستی)." با کاهش "انرژی قابل استفاده" و افزایش "انرژی غیرقابل استفاده"، اِنتروپی نیز افزایش می یابد. همچنین، اِنتروپی{= بی نظمی} عبارت است از معیار سنجش صُدفه و تصادف یا بی نظمی موجود در یک سیستم بسته؛ هنگامی که انرژی قابل استفاده، بطور بازیافت ناپذیری، ضایع می شود، بی نظمی و تصادف و آشفتگی نیز افزایش می یابد.
اینک، نظر به اینکه در آغاز، نظم موجود در جهان هستی در غایتِ میزان خود بوده است، و از آن پس، بی نظمیِ آن به تدریج افزایش یافته است، طبیعتاً این سؤال مطرح می شود که "چه کسی در آغاز، چنین نظمی را پدید آورده است؟" نتیجۀ دیگری هم که می توان گرفت این است که اگر جهان هستی "ابــدی" بوده و آغازی نمی داشت، می بایست مدت ها پیش به غایت اِنتروپی (بی نظمیِ) خویش می رسید. لذا، از آنجایی که عالم هستی به غایت اِنتروپی (بی نظمیِ) خود نرسیده است، پس می توان نتیجه گرفت که جهان هستی "آغــازی" دارد.
سلام! دوست گرامیم؛
Ù…Ùهمومی Ú©Ù‡ مردم عادی از واژه «تصادÙ» در ذهن دارند با معنای علمی Ùˆ Ù…Ùهومی Ú©Ù‡ دانشمندان از آن دارند ØªÙØ§ÙˆØªØ´Ø§Ù† نسبت به هم 180 درجه جهتی است.
بله، درست Ù…ÛŒÙØ±Ù…ایید:
"وقتی ما ازبعضی وقایعی که علت شکل گیری آن را نمی دانیم اسمش را می گذاریم تصاد٠...در واقع نمی توانیم علت و معلول را به هم گره بزنیم"
بله این نوع تصاد٠به معنی ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ Ùˆ رویدادی است Ú©Ù‡ ممکن است ما علت آنرا ندانیم با بر ما پوشیده باشد؛ با این وجود در ذهن بر این باوریم Ú©Ù‡ معلول ٠چیزی بوده است، ØØ§Ù„ Ú†Ù‡ آن علت را بیابیم Ùˆ Ú†Ù‡ هرگز موÙÙ‚ به ÛŒØ§ÙØªÙ† ان نشویم!
اما «تصادÙ» در Ø¨ØØ« از عالم خلقت Ùˆ وجود در تعاری٠و اذهان خدا ناباوران، به Ù…Ùهوم ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ Ùˆ رویدادی است Ú©Ù‡ میتواند معلول نباشد(همچون ماده اولیه تشکیل دهنده این جهان(البته در ذهن آنان)) Ùˆ بی نظم؛ Ùˆ از بی نظمی، نظم Ùˆ هد٠از خود خلق کند Ùˆ در نتیجه بتواند جهانی به نظم Ùˆ نظامات جهان کنونی ای Ú©Ù‡ در آن زیست میکنیم پدید آورد!
از آنجا Ú©Ù‡ خداوند Ù…ØÛŒØ· است پس در جهان همه چیز ØªØØª Ø§ØØ§Ø·Ù‡ اوست پس اگر به وجود تصاد٠معتقد باشیم در آن صورت Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ ایم Ú©Ù‡ تصاد٠نیز ØªØØª اراده خدا Ùˆ ناظم هستی است ...وقتی ما ازبعضی وقایعی Ú©Ù‡ علت Ø´Ú©Ù„ گیری آن را نمی دانیم اسمش را Ù…ÛŒ گذاریم تصاد٠...در واقع نمی توانیم علت Ùˆ معلول را به هم گره بزنیم
سلام :اگر مطلب بالا را درست Ùهمیده باشم ... اگر قبول کنیم Ú©Ù‡ جهان بر اثر نظم خلق شده ( Ú©Ù‡ البته چنین است) در آن صورت وقتی انرژی قابل Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ بصورت Ø¨Ø§Ø²ÛŒØ§ÙØª ناپذیر به انرژی عیر قابل Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ تبدیل گردد باید ØØ§ØµÙ„ نظم باشد پس تصاد٠نیز لاجرم باید در چرخه همین نظم بوجود آمده باشد
حق نشر ©1405- 1382 گوهردشت (اولین شبکه اجتماعی ایران - گگلی) — تمامی حقوق محفوظ است
طراحی و مهندسیشده توسط دکتر محمد حجاریان
تمامی معماری پلتفرم، توسعه نرمافزار، برنامهنویسی، طراحی گرافیکی، الگوریتمهای نوآورانه این سامانه، بهطور کامل و انحصاری توسط دکتر محمد حجاریان طراحی، توسعه و مهندسی شدهاند
گوهردشت — شبکه اجتماعی برای دوستیابی، مکالمه واقعی، همدم یابی هوش مصنوعی و ارتباط انسانی پایدار.