عکس من است ـ این عکس ـ عکاس کمهنر نیست
حتا منِ من از من، اینگونه باخبر نیست
عکاس در یقیناش یک چهره آفریده است
شکل منی که در من دیگر از او اثر نیست
حسی سمج به تکرار، میگوید: این خود توست
لب میگزم:نه،ـ وهم است وهم است وبیشترنیست
باور کنید از من شاعرتر است این عکس
من چشم و گوش خود را از یاد بردهام ـ او
عکس من است یعنی: عکسی که کور و کر نیست
روشنترین دلیلام در قاب بودن اوست
من دربدرترینم، این قاب دربدر نیست
درگیر خویش کرده است ذهن مشوشم را
ـ این عکس ـ شرحاش اما آسان و مختصر نیست
...!