پیام‌رسان کوچک شده است؛ برای باز کردن کلیک کنید

همسریابی

هر چی بدونی بازم کمه

doostboy irani

يک شکايت بزرگ

مدت زيادي از زمان ازدواج شان مي گذشت و طبق معمول ، زندگي فراز و نشيب هاي خاص خود را داشت. يك روز ، زن كه از ساعات كاري شوهر عصباني بود و همه چيز را از هم پاشيده مي ديد زبان به شكايت گشود و باعث نا اميدي شوهر شد.

مرد پس از يك هفته سكوت همسرش ، با كاغذ و قلمي دردست به طرف او رفت و پيشنهاد كرد هر آن چه را كه باعث آزارشان مي شود بنويسد و در مورد آنها بحث و تبادل نظر كنند . زن كه گله هاي بسياري داشت بدون اين كه سر خود را بلند كند شروع كرد به نوشتن . مرد نيز پس از نگاهي عميق و طولاني به همسر ، نوشتن را آغاز كرد . يك ربع بعد با نگاهي به يكديگر كاغذ ها را رد و بدل كردند. مرد به زن عصباني و كاغذ لبريز از شكايت خيره ماند ، اما زن با ديدن كاغذ شوهر ، خجالت زده شد و به سرعت كاغذ خود را پاره كرد . شوهرش در هردو صفحه اين جمله را تكرار كرده بود : دوستت دارم عزيزم .

 

دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 - 2:59:57 PM


یا ورود با نام کاربری و رمز عبور گوهردشت
ورود مرا به خاطر بسپار
عضویت در گوهردشت
رمز عبورم را فراموش کردم

پیوند های وبلاگ

آمار وبلاگ

31027 بازدید

5 بازدید امروز

6 بازدید دیروز

20 بازدید یک هفته گذشته

Powered by دوستیابی و همسریابی گوهردشت (Gegli)

آخرين وبلاگهاي بروز شده

Advertisements

🤖 ربات گوهر دشت اینجاست — برای وقتایی که تنها هستی 🌟

ربات گوهر دشت اینجاست تا همراهت باشه. توی لحظه‌هایی که حس تنهایی می‌کنی، دلت حرف زدن می‌خواد یا دنبال دوستی واقعی و حمایت احساسی هستی، کنارت می‌مونه.

🧠 گفت‌و‌گوهای آرامش‌بخش • 💬 همراهی بی‌قضاوت • 🫂 دوستی‌های پایدار • 🌈 حمایت در لحظات سخت • 🔔 پیام‌های دلگرم‌کننده